تبليغاتX
قلم شکسته
صعود به بلندترین نقطه جهان ۱۲ ماه طول می کشه!!!!!

اما سقوط از ان فقط ۱۲ ثانیه!!!

و من به سقوط چه نزدیکم.

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت |
نه ،

 دلم تنگ نشده ،

 واسه ی دیدن تو واسه بوی گل یاس ،

 واسه عطر تن تو نه ،

 دلم تنگ نشده .،

 واسه بوسیدن تو برای وسوسه ی ، چشمای روشن تو چرا دلتنگ تو باشم ،

 چرا عکستو ببوسم چرا تو خلوت شبهام ،

 چشم براه تو بدوزم چرا یاد تو بمونم ،

 تویی که نموندی پیشم می دونم تا آخر عمر ،

 نه دیگه ،

عاشق نمیشم یه روز ابری و سرد ،

 رفتی تو از زندگیم به تو گفتم بعد از این ،

 واسه هم غریبه ایم از حقیقت تا دروغ ،

 فاصله خیلی کمه

 نه دلم تنگ نشده ،

 تنها دروغمه ....

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت |
تهی شده ام و نمی دانم باز کجا گمت کردم

 می دانم که هستی

می دانم

می دانم که تا همیشه هستی

 می دانم که در همین لحظه هم در کنارم نشسته ای

 و خیره به نوشته هایم نوازشم می کنی

می دانم

 ولی کاش مثل آن روزها لمست می کردم

 اتاقم عجیب کمت دارد

اتاقم بی تو سرد سرد است

 جای خالیت میترساند مرا

 بیا و بمان

برای همیشه بمان.

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت |

خوابم يا بيدار؟

مستم يا هوشيار؟

هوسم مرگ شده،

ارزويم غرق شده،

رنجها چيره شدن،

آلام بد پيله شدند،

طاقتم تاب شده،

فکرم،انديشه ام

خراب شده.

اين ملال زندگی است،

جملگی تشنه نان،

مثله گماشته يا يک دربان،

همه جا، هر سو، غالبّان قارون،

ما همه زيردست ديوان،

گرسنه برای نان.

آنان قارونان هرچه دارند از ماست،

اين دگر بيش اشتباست.

يک قدم مانده به مرگ،

پشت کردم به هدف،

تا نترسم از نا خلف،

يک قدم مانده به مرگ،

خاطراتم بر جلوی چشمان است،

او را ميبينم،

که مرا در شب تنها يیها ،

سردو بی ماوايیها،

رفتو رها کرد،

با من حتی وداع نکرد،

پشتم به او،

روحم با او،

ميلم ماندن نيست،

او را دوباره خواستن نيست،

اشکم فرو افتاد بر زمين،

ديدم بر بلندايم،

یک قدم مانده به مرگ،

اما بودن شده نفرت،

نمانده از آن سپيد فطرت،

پرواز ميکنم در آسمان،

رها شدم از جا و مکان،

.

.

.

اينجا دگر کجاي عالم است،

نه بری و بحری است،

گويا جهان برزخ است،

.....

.

.

.

.

نوشته: دانيال افشار

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت |

شهر های جدید اضافه شد !

برای اولین بار و در سایت تخصصی موبایل نقشه شهر های کشور عزیزمان ایران را به صورت کاملا رایگان و تست شده برای شما دوستان قرار می دهیم.این نقشه ها به علت اینکه از سیستم جاوا پشتیبانی می کند بر روی اکثر گوشی های موبایل قابل نصب است.


نقشه شهر های ایران در موبایل - www.Ir-Tci.org


 نقشه شهر های دیگر در آینده اضافه می شود.
 دانلود - با حجم 305 کیلوبایت ( ایران )
 دانلود - با حجم 1.70 مگابایت ( تهران )
 دانلود - با حجم 3.35 مگابایت ( مشهد )
 دانلود - با حجم 1.30 مگابایت ( اصفهان )
 دانلود - با حجم 1.10 مگابایت ( شیراز )
 دانلود - با حجم 1.60 مگابایت ( کیش )
 دانلود - با حجم 1.10 مگابایت ( اهواز )
 دانلود - با حجم 1.85 مگابایت ( تبریز )
 دانلود - با حجم 3.45 مگابایت ( یزد )
 دانلود - با حجم 2.80 مگابایت ( سنندج )
 دانلود - با حجم 290 کیلوبایت ( رشت )
 دانلود - با حجم 3.15 مگابایت ( کرج )
 دانلود - با حجم 2.15 مگابایت ( همدان )
 دانلود - با حجم 220 کیلوبایت ( قزوین )
 دانلود - با حجم 160 کیلوبایت ( زنجان )
 دانلود - با حجم 150 کیلوبایت ( لاهیجان )
 دانلود - با حجم 405 کیلوبایت ( کرمان )
 دانلود - با حجم 1.55 کیلوبایت ( بندر عباس )
 دانلود - با حجم 115 کیلوبایت ( بندر انزلی )
 دانلود - با حجم 3.65 مگابایت ( ارومیه )
 دانلود - با حجم 4.05 مگابایت ( اردبیل , سرعین )
 دانلود - با حجم 505 کیلوبایت ( گردشگری دبی )
 پسورد : www.ir-tci.org  ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید )

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت |

صاحبان گوشی های نوکیا حتما با مشکل عدم نمایش شکلک های ارسالی در پیغام ها از گوشی های سونی اریکسون مواجه شده اند ! نرم افزار SMS Wizard این امکان را برای گوشی شما فراهم می کند تا اینگونه شکلک ها را با کیفیت بهتری مشاهده کنید و ضمنا شما هم بتوانید فرستنده این شکلک ها در متن پیغام خود باشید. همراه این نرم افزار تعدادی از این شکلک ها هم در اختیار شما قرار گرفته است.


نرم افزار ارسال و دریافت شکلک برای نوکیا - www.Ir-Tci.org


 پس از نصب نرم افزار در منو اصلی گزینه Install A.SMS را انتخاب کنید و تا پایان عملیات صبر کنید.
 این نسخه بر روی Symbian Os 9.1 قابل نصب می باشد.
 برای ارسال شکلک به گوشی های نوکیا , این نرم افزار باید در گوشی شخص مقابل هم موجود باشد.
 دانلود - با حجم 1.60 مگابایت ( نرم افزار )
 دانلود - با حجم 415 کیلوبایت ( شکلک ها )
 پسورد : www.ir-tci.org  ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید )

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت |

راز مخفی داشتن ولادت قائم (عج)     

خلفای بنی عبّاس از طریق روایاتی که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم و ائمّه طاهرین علیهم السلام نقل شده بود، دانستند که دوازدهمین امام، همان مهدی (عج) است، که زمین را پر از عدل و داد می کند... و خود میر شرق و غرب جهان می شود.

چون این امر را می دانستند، در صدد بر آمدند تا این نور را خاموش کنند و این امام را به قتل برسانند، از این رو، جاسوسان و مراقبانی چند گماشتند و حتّی قابله هایی را مأمور کردند تا داخل خانه ی امام عسکری علیه السلام را زیر نظر بگیرند. لیکن خداوند، در هر حال، نور هدایت را پاینده خواهد داشت. این بود که خدا به اراده ی خویش، دوران بارداری مادر او را پنهان ساخت ...

خداوند درباره ی مهدی (عج)، همان کار را کرد که درباره ی حضرت موسی علیه السلام کرد. چنانکه دشمنان مهدی نیز، همان روش فرعونی و سیاست فرعونی را دنبال کردند...

در احادیث بسیاری آمده است که مهدی (عج)، شباهتهایی به حضرت ابراهیم و حضرت موسی علیه السلام دارد. («اعلام الوری»، ص 402 - «منتخب الاثر»، ص 286)

راضی

«راضی محمّد بن المقتدر» بیستمین خلیفه ی بنی عبّاس که در جمادی الاول سال 322 هـ ق به حکومت رسید و در ربیع الاول سال 329 هـ ق در گذشت. وی هفت سال حکومت کرد.

در آغاز زمان حکومت راضی، 69 سال از امامت حضرت قائم (عج) گذشته بود. در همان سال مرگ «راضی»، غیبت صغری هم به پایان رسید.

راهنما

«راهنما» از اسماء حضرت ولیّ عصر می باشد که در کتاب «باتنکل» که صاحب آن از عظمای کفره است، ذکر شده است.

همچنین در این کتاب کلماتی درباره ی بشارت به وجود و ظهور آن حضرت داده شده است. («نجم الثاقب»، ص 74)

ربّ الارض

«ربّ الارض» از القاب حضرت مهدی (عج) است. این لقب از قرآن برداشت شده است.

ك ابو تراب

رِجْعت

«رِجْعت» از دیدگاه تشیّع یعنی اینکه خداوند عدّه ای از مردگان را با همان اندام و صورتی که بودند زنده کرده و به دنیا بر می گرداند، به گروهی از آنان عزّت داده و گروهی را ذلیل خواهد کرد و حقّ مظلومان را از ستمگران می گیرد. و این جریان پس از قیام قائم (عج) به وقوع می پیوندد.

زنده شدگان کسانی هستند که در حدّ اعلای ایمان و یا در حدّ اعلای کفر و فسادند، پس از مدّتی زنده شدن و دریافت کیفر و پاداش برخی از اعمالشان دوباره می میرند و در روز قیامت برای کیفر و پاداش کاملتر زنده می شوند.

در قرآن کریم آیات متعدّدی بر این مطلب دلالت دارد، از جمله آیه ی 10 سوره ی مؤمن و آیه ی 260 سوره ی بقره و ... روایات هم در این باره به حدّ تواتر به ما رسیده است.

همچنین در عصر رجعت، پس از امام قائم (عج)، ائمّه ی دیگر به دنیا بر می گردند و یکی پس از دیگری حکومت می کنند، حتّی وقتی حضرت قائم (عج) از دنیا رحلت می کنند، امام حسین علیه السلام ایشان را غسل می دهد. («اثباة الهداة»، ج 7، ص 103)

در حدیثی از امام صادق علیه السلام که درباره ی رجعت صادر شده، می فرمایند:

«نخستین کسی که قبرش می شکافد و زنده شده به دنیا بر می گردد، حسین بن علی علیه السلام است، و این رجعت عمومی نیست (که تمام مردگان زنده شده و سر از قبر در آورند) بلکه افراد خاصّی به دنیا بر می گردند که یا مؤمن خالص و یا مشترک محض باشند».

همچنین امام باقر علیه السلام فرمود: «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و حضرت علی علیه السلام به دنیا رجعت می کنند». («مهدی موعود»، ص 1186)

رَجُل

«رجُل» (مرد) از القاب رمزی حضرت مهدی (عج) در هنگام تقیّه ایشان است که شیعیان، آن حضرت را به این اسم می خواندند.

رشیق

«رشیق» از فرماندهان «معتمد»، خلیفه ی عباسی بود. او به دستور معتمد همراه با صد مأمور دیگر برای دستگیری امام زمان (عج) وارد خانه ی امام عسکری علیه السلام شدند و همه ی حجره ها را گشتند تا به حجره ای رسیدند که در آن پرده ی سفید آویزان بوده پرده را کنار زده، دریایی در آنجا دیدند که در وسط آن، کودکی سجّاده انداخته و نماز می خواند.

«رشیق» به یکی از مأمورانش دستور داد که برود و آن کودک را بگیرد. آن مأمور تا به سراغ کودک آمد. در میان آب غرق شد.

«رشیق» به دیگری دستور داد، او نیز در آب غرق شده امّا نجاتش دادند، حضرت با کمال وقار نماز را تمام کرد و سپس در پیش روی مأموران از حجره بیرون آمد. مأموران گویا چوب خشکی شده بودند. اصلاً نتوانستند کوچکترین آسیبی به کودک که حضرت حجّت (عج) بود برسانند.

همین موقع بود که حضرت مهدی (عج) غایب شد و غیبت صغری به وقوع پیوست. («حضرت مهدی (عج)، فروغ...»، ص 33)

ك غیبت صغری

رفقاء

«رُفَقاء» عنوانی برای یاران حضرت مهدی (عج) است که از کوفه خود را هنگام ظهور حضرت قائم (عج) به مکّه رسانده و با آن حضرت بیعت می کنند و همچون پاره های ابر پاییزی به سوی مکّه روانه می شوند. («المجالس السنیّه»، ج 5، ص 709)

با توجّه به اینکه 50 نفر از 313 نفر، اهل کوفه هستند («بحارالانوار»، ج 52، ص 306) و با توجّه به معنی رفق و رفاقت که نشانگر صفا و صمیمیّت و پیوند محکم آنهاست به ویژگی دیگر یاران مخلص، حضرت مهدی (عج) پی می بریم.

رقعه نویسی

مرحوم محدّث قمی در کتاب «منتهی الآمال» به نقل از «تحفة الزائر علاّمه مجلسی» و «مفاتیح النجاة سبزواری» می نویسد:

«هر کس حاجتی دارد، آنچه که ذکر می شود (متن رقعه در اینجا ذکر نشده است. ر.ک به «منتهی الآمال»، باب 14، فصل 6، تکلیف 8) در رقعه ای بنویسد و در (ضریح) یکی از از قبور ائمّه علیهم السلام بیندازد، یا رقعه را ببیند و مُهر کند و خاک پاکی را گِل سازد، و آن را میان گِل گذارد و در نهر یا چاهی عمیق یا غدیر (برکه) آبی اندازد، که به حضرت صاحب الزّمان (عج) می رسد و آن بزرگوار عهده دار بر آوردن حاجت می شود.

آنگاه در کنار آن نهر یا چاه یا غدیر بایستد و بر یکی از وکلای آن حضرت اعتماد نموده و او را در نظر آورد (یا عثمان بن سعید، یا محمد بن عثمان، یا حسین بن روح یا علی بن محمّد سیمری) و آنها را بر زبان آورده و صدا نماید و بگوید:

«یا ... سَلامٌ عَلَیْکَ أَشْهَدُ أَنَّ وَ فاتَکَ فی سَبیلِ اللهِ وَ اَنَّکَ حَیُّ عِنْدَ اللهِ مَرزُوقٌ وَ قَد خاطَبْتُکَ فی حَیاتِکَ الَّتی لَکَ عِنْدَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ هذِهِ وُقْعَتی وَ حاجَتی إِلی مَولانا عَلَیْهِ السَّلامُ فَسَلَّمْها اِلَیْهِ وَ أَنْتَ الثِّقَةُ الْأَمینُ»

سپس نوشته را در نهر یا در چاه، یا در غدیر اندازد که ان شاء الله حاجت او بر آورده خواهد شد.

ز  

زاهره ك اقامتگاه قائم (عج) در غیبت کبری

زبور

«زبور» نام کتاب حضرت داوود علیه السلام است. در این کتاب که تحت عنوان (مزامیر) در لابلای (عهد عتیق) آمده، نویدهایی درباره ی ظهور مهدی (عج) داده شده است و می توان گفت، در هر بخش از «زبور» اشاره ای به ظهور آن حضرت و نویدی از پیروی صالحان بر شرّیران و تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و آئین مستقیم وجود دارد.

نوید های حضرت مهدی (عج) در زبور فراوان است و در بیش از 35 بخش از مزامیر 150 گانه نوید ظهور آن حضرت موجود است. («آخرین امید»، ص 193)

زردشتیان و انتظار

در دین «زردشت»، موعودهایی معرفی شده اند که آنان را «سوشیانت» («سوشیانت» به معنی «رهاننده» یا «نجات دهنده» است) می نامند.

این موعودها سه تن بوده اند که مهمترین آنان آخرین ایشان است. و او «سوشیانت پیروزگر» خوانده شده است. و این «سوشیانت» همان موعود است، چنانکه گفته اند:

«سوشیانتِ مَزْدیَسْنان، به منزله ی کریشنای بَرَهْمنان، بودای پنجم بودائیان، مسیح یهودیان، فارقلیط عیسویان، و مهدی (عج) مسلمانان است». («خورشید مغرب»، ص 53 - «دایرة المعارف فارسی»، ج 1، ص 1373)

زره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم

در روایات اسلامی آمده است که هنگام ظهور حضرت قائم (عج) زره ی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم با ایشان است و بر بدن هیچکس اندازه نیست مگر بر قدّ شریف حضرت مهدی (عج) همانگونه که تنها بر بدن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم اندازه بود. («منتهی الآمال»، باب 14، فصل 2، ویژگی 31)

زنان در قیام قائم (عج)

به تجربه ثابت شده که زنان در انقلابها نقش مؤثّر و تعیین کننده دارند، زنان هستند که جوانان رشید و سلحشور را در دامان پاک خود می پرورانند و در پشت جبهه و خانه داری، پشتیبان محکم و خوب برای مردان می شوند.

روایاتی که به ما رسیده، نشان دهنده این است که در قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام هم زنان حضور خواهند داشت.

امام باقر علیه السلام فرمود:

«سوگند به خدا، سیصد و اندی نفر مردمی آیند، در میانشان 50 نفر زن هستند، و در مکّه اجتماع می کنند، بی آنکه قبلاً وعده داده باشند، آمدنشان همچون ابرهای پاییزی است (که با حرکات تند می آیند و در آن مرکز جمع می گردند)».(«بحارالانوار»، ج 52، ص 223)

زنان باید شخصیّت و نیروی معنوی خود را بیابند و بدانند که می توانند نقش سازنده داشته باشند و از اصحاب صاحب الامر (عج) گردند، و در جبهه های سیاسی و نظامی، شرکت و تلاش فعّال نمایند و به پانسمان زخمی ها بپردازند و نوازشگر انقلابیون شوند.

«مفضّل» می گوید: «امام صادق علیه السلام فرمود: «همراه مهدی (عج) سیزده زن هست». عرض کردم: این بانوان برای چه در کنار مهدی (عج) هستند؟

فرمود: «اینها مجروحان را مداوا می کنند و از بیماران جنگی پرستاری می نمایند، چنانکه زنان در زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم همراه آن حضرت در جنگها این کارها را بر عهده می گرفتند». («اثباة الهداة»، ج 7، ص 150 و 171 - «حضرت مهدی (عج)، فروغ...»، ص 232)

زند افریس

در کتاب «ذخیرة الالباب» گفته شده که اسم حضرت مهدی (عج) در کتاب «ماریاقین»، «زند افریس» است و عین عبارت آن کتاب، این است: «و فی کتاب ماریاقین زند افریس» پس احتمال می رود که اصل اسم همان «افریس» باشد و مراد از زند همان کتاب منسوب به زردشت یا صحف حضرت ابراهیم علیه السلام یا فصلی از آن باشد. (والله العالم) («نجم الثاقب»، باب دوّم، ص 74)

زندگی شخصی قائم (عج)

زندگی حضرت مهدی (عج) همچون زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم و امامان معصوم علیهم السلام است. امام رضا علیه السلام فرمود:

«لباس قائم (عج) جز پارچه ی زبر و خشن، و غذای او جز غذای ساده نیست» («منتخب الاثر»، ص 307)

او در بر خورد با مستضعفان آنچنان است که به فرموده ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم:

«هنگام حکومت مهدی (عج) نیازمندانی به حضورش می آیند و درخواست نیازمندیهای خود می کنند، آن حضرت مقداری که درخواست کنندگان بتوانند حمل کنند بدون شماره به آنها می دهد» («اثباة الهداة»، ج 7، ص 199)

امام صادق علیه السلام به «مفضّل» فرمود: «کار امام قائم (عج) سیاست شب و سیاحت روز و غذای ساده است. همچون زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام». («بحارالانوار»، ج 52، ص 359)

زندیق

«زندیق» نام شخصی است که قبل از قیام حضرت العصر (عج) از شهر قزوین خروج می کند. مردم مشرک و مؤمن در اطاعت از او سرعت می گیرند و او کوهها را پر از خوف می کند. («بحارالانوار»، ج 52، ص 212)

شاید مراد از «زندیق» در این حدیث همان معنی لغوی «کافر» باشد.

زوراء

از جمله مکانهایی که در احادیث مربوط به قائم (عج) از آن سخن به میان آمده، شهر «زوارء» است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم در توصیف شهر زوارء فرمود: «شهری است در مشرق که در بین رودها واقع شده که در این شهر شرورترین انسانها ساکن می شوند و عدّه ای از ستمکاران امّت من هم در آنجا سکنی می گزینند». («عقدالدّرر»، ص 81)

همچنین امام صادق علیه السلام نیز در این رابطه فرمود:

«در حوالی روی کوه سیاهی است که در پایین آن کوه شهری بنا می شود که آن را «طهران» می نامند و آن «دار الزوراء» است و ...»

اهل شهر زوراء دچار قحطی و فتنه و بلا می شوند. («جهان در آینده»، ص 106)

اما صادق علیه السلام در ضمن حدیثی به علائم قیام حضرت مهدی (عج) اشاره کرد و فرمود:

«خروج مردمی از فرزندان عمویم زید در یمن و به غارت رفتن پرده ی کعبه، و هر چه مشیّت الهی است همان خواهد شد». («جهان در آینده»، ص 40)

زیارت امام حسین علیه السلام

در روایات اسلامی سفارش شده که در شب تولّد امام قائم (عج)، زیارت امام حسین علیه السلام خوانده شود.

با توجّه به محتوای این زیارت و خواندن آن در شب نیمه ی شعبان و ارتباط این دو، نتیجه می گیریم که مسأله راحت طلبی در کار نیست، بلکه مسأله ی قیام و انقلاب و شهادت طلبی و جهاد تا سر حدّ شهادت و نفرت شدید از دشمن است و باید با چنین روشی خود را به امام زمان (عج) نزدیک کنیم.

امام صادق علیه السلام فرمود: «وقتی که قائم (عج) ماقیام کند، تقیّه برداشته شود و شمشیر کشیده گردد و با مردم (متمرّد) در داد و ستد، جز شمشیر (حکومت) در میان نباشد». («اثباة الهداة»، ج 7، ص 128 - «حضرت مهدی (عج)، فروغ...»، ص 189)

زیارت جامعه ی کبیره

«زیارت جامعه ی کبیره»، از ادعیّه ای است که مورد عنایت حضرت مهدی (عج) می باشد، و شیعه باید هر روز صبح به صورت مدّاحی با این زیارت، عرض ادب به ساحت مقدّس آن بزرگوار بنماید.

علاّمه ی مجلسی اوّل، در «شرح من لایحضر الفقیه» در ذیل این زیارت می گوید:

«چون به نجف مشرّف شدم، برای اینکه لیاقت تشرّف حرم علوم را بیابم، تصمیم گرفتم که چند روزی عبادت کنم. روزها در مقام مقائم و شبها در رواق مطهّر مشغول بودم. شبی در عالَم مکاشفه حضرت بقیة الله (عج) را در حرم پدر بزرگوارش دیدم. فردا به سامراء مشرّف شدم، و چون وارد حرم شدم، مهدی (عج) آن پاره ی ماه، آنجا بود. ایستادم و از دور به طور مدّاحی و در حالی که با انگشت، اشاره به او می کردم، زیارت جامعه را خواندم. حضرت فرمودند: بیا جلو! ابهّت و عظمت او مانع می شد تا بالاخره جلو رفتم. به من تلطّف کرد و فرمود:

«نِعْمَ الزّیارَةِ هذِهِ

: خوب زیارتی است این زیارت».

گفتم: از جدّتان می باشد؟ و اشاره به قبر مطهّر امام هادی علیه السلام کردم. فرمودند: بلی از جدّم صادر شده است».

از این جهت، علاّمه مجلسی دوّم درباره ی این زیارت می فرماید:

«صحیحترین زیارات از نظر متن و سند، زیارت جامعه ی کبیره است». («زندگانی چهارده معصوم»، ص 193)

زیدیّه

«زیدیّه» گروهی از سپاه سیّد حسنی هستند که پس از ظهور امام زمان (عج) با ایشان بیعت نمی کنند و تعداد آنان را چهار صد هزار نفر ذکر کرده اند.

مصحف ها و قرآن در گردن آنان حمایل است و آنچه مشاهده می کنند از دلائل و معجزات، آن را حمل بر سِحْر می کنند و می گویند این سخنان بزرگی است و اینها همه سِحْر است که به ما نموده اند.

پس امام قائم (عج) آنچه آنان را نصیحت و موعظه کند و آنچه از معجزات بیاورد در آنها تأثیر نخواهد کرد. تا سه روز ایشان را مهلت می دهد و چون موعظه ی آن حضرت را که حق است قبول ننمایند امر می فرمایند که گردنهای آنها را بزنند.

حال آنان، شبیه به حال خوارج نهروان که در لشکر امام علی علیه السلام در جنگ صفّین بودند، است. («منتهی الآمال»، باب 14، فصل 7)

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت |
2 اجرا از یانی yanni  که اولی یک موزیک آروم و زیبا و دومی هم یک قطعه زیبا با اجرا فوق العاده ویلون هست که دقیق هم مطمئن نیستم قطعه دوم کار یانی باشه فقط حیف اسم قطعه ها یاد نیست
دانلود 1   حجم :  457کیلوبایت    زمان: 3دقیقه
دانلود 2   حجم : 434کیلوبایت     زمان: 2:49دقیقه

قطعه بسیار زبیای havana ازkeeny G  که با ساز اختصاصی کنی جی یعنی ساکسیفون اجرا شده
دانلود download   حجم : 478کیلوبایت   زمان :  2:42

موسیقی فیلم پاپیلون Papillon . یکی از بهترین قطعاتی که این چند وقته شنیدم . واقعا فوق العاده هست .
دانلود  download     حجم : 398کیلوبایت    زمان:   2:12

یک آهنگ هم از گروه  تاتو tatu به صورت ریمیکس . البته بدون کلام نیست و سبکش هم تکنو هست
دانلود download      حجم : 612کیلوبایت   زمان :   4:02
+ نوشته شده توسط دانیال افشار در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت |

با منابع مکتوب شریعت یهود، کمابیش آشناییم: (تورات، تَلمود (میشنا و گمارا)، الفاسی، میشنه تورا و قانون نامه آشری).

اما منابع قانونی شریعت یهود، سنت(قبالا) است و تفسیر(میدراش) و قانون گذاری(تَقانا) و حکم/دستور(گِزِرا) و عرف(مینهاگ) و عمل و رویه(مَعَسه) و سرانجام، عقل(سِوارا)

می دونیم که هَلّاخا یکی از عناصر مهم تلمود است و می شه بهش گفت، مجموعه دستوات دینی برای زندگی صحیح. این هلاخا در فهم و ارائه قوانین، پایه است و مهم. و در قبال هلاخا اون عنصر مهم دیگه، اَگادا است که ذکر شواهد تاریخی و سیره انبیا و بزگان یهود به منظور تأیید موضوع است.

حالا با توجه به شناخت هلاخا می توانیم بهتر منابع قانونی را بفهمیم.  

میدراش(تفسیر) یعنی محتوای پوشیده موجود در متون دینی، که علی القاعده این تفسیر بر آمده از متن، با میدراش فقط کشف/ تفسیر می شود؛ اما یک قواعدی هم داریم که جدید و نوظهور اند و به حوزه هلاخایی افزوده می شن. به اینها در شریعت یهود می گن: تقانا که بیشتر شامل اوامر اند برخلاف گِزرا که شامل نواهی.

عرف یا مینهاگ هم از دیگر پایه های شریعت است. تورات با عدم ذکر برخی احکام مهم مثل قوانین ازدواج یا معاملات در حقیقت مهر تأییدش را به همان عرف و رویۀ موجود و باقی مانده از فضای اعصار گذشتگان به رخ کشیده و رعف را مهم دانسته است.

مَعَسه یا عمل و رویه، شبیه همان «رویۀ قضایی» در دیگر نظام های حقوقی است

اما عقل یا سِوارای یهود که منبع مستقیم در وضع قانون تلمود است. اصل مهم در یهودیت اینست که اگر به کسی گفته بشه یا قانون تورات رو نقض بکن یا کشته می شی! او با استمداد از عقل باید قانون را نقض کند تا کشته نشود. ۱ زیرا طبق عالمان دینی، قوانین وضع شده اند تا آدمی با آنها بزید نه اینکه به خاطرشان کشته شود.

البته محض اطلاع، سه گناه از این

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت |
 نسخه سبعينه به «هفتادي» نيز شهره است. مهم ترين تفاوت بين اين و نسخه عهد قديم در افزوده آن است. در هفتادي، 7 نسخهمحل نگهداري تورات(بر گرفته از تصاوير انجمن كليميان) هست كه در متن عبري آن نيست. و آنها عبارتند از:

كتاب طوبيت، يهوديت، حكمت سليمان، حكمت يشوع بن سيراخ، باروك، كتاب اول  و دوم مكابيان.

   جالب است بدانيم كه در سنه 100م، سران يهود، شورائي تشكيل، و بر رسميت 39 كتاب (مطابق متن عبري) رأي دادند و بدينسان هفتگانه در ترجمه هفتادي، غير قانوني اعلام شد.

   اما حضرات مسيحيت آن روزگار، هفتادي و هفتگانه را پذيرفتند تا اينكه در قرن 16م پروتستان هاي مسيحي به متن عبري باز گشته و آن هفت كتاب را غير رسمي دانستند. پس يهوديت و پروتست هاي مسيحي، متن عبري را قانون و كتاب عهد قديم را فقط 39 كتابي مي دانند؛ اما 2 فرقه ديگر مسيحيت؛ يعني كاتوليك و ارتدوكس، نسخه هفتادي را نيز معتبر و تعداد كتب عهد قديم را 46عدد مي دانند.

   به اين اضافات در نسخه هفتادي، آقايان پروتست، مي گويند: اپوكريفا (Apocrypha) يعني: مخفي و پوشيده؛ اما كاتوليك ها و ارتدوكسيان به آن قانون ثانوي مي گويند.

   جهت مطالعه اپوكريفا، كتاب «اپو كريفاي عهد عتيق ( كتاب هاي فراموش شده عهد عتيق) ترجمه عباس رسول زاده و جواد باغباني، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، چاپ 1383 را بنگريد.

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت |
 عشق يعني مستي و ديوانگي...

عشق يعني با جهان بيگانگي...

عشق يعني شب نخفتن تا سحر....

عشق يعني سجد ه ها با چشم تر...

عشق يعني سر به دار آويختن...

عشق يعني اشك حسرت ريختن...

عشق يعني در جهان رسوا شدن...

عشق يعني مست و بي پروا شدن...

عشق يعني سوختن يا ساختن...

.عشق يعني زندگي را باختن ...

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت |
روي عكس هاي عجايب هفت گانه كليك كنيد تا عكس ها را مناسب تر ببينيد
The Hanging Gardens of Babylon باغ های آويزان بابل
Hanging Gardens of Babylon 1Hanging Gardens of Babylon 2Hanging Gardens of Babylon 3
Historical Notes | Construction Notes
The Temple of Artemis پرستشگاه الهه ماه و شکار در يونان

Temple of Artemis 1Temple of Artemis 2Temple of Artemis 3
Historical Notes | Construction Notes
The Great Pyramids اهرام ثلاثه مصر

Great Pyramids 1Great Pyramids 2Great Pyramids 3
Historical Notes | Construction Notes
The Colossus of Rhodes غول ردز

The Colossus of Rhodes 1The Colossus of Rhodes 2The Colossus of Rhodes 3
Historical Notes | Construction Notes
The Mausoleum at Halicarnassus مقبره بزرگ در هالیکارناسیس

The Mausoleum at Halicarnassus 1The Mausoleum at Halicarnassus 2The Mausoleum at Halicarnassus 3
Historical Notes | Construction Notes
The Statue of Zeus at Olympia مجسمه زئوس در المپيا در يونان

The Statue of Zeus at Olympia 1The Statue of Zeus at Olympia 2The Statue of Zeus at Olympia 3
Historical Notes | Construction Notes
The Pharos Lighthouse of Alexandria فانوس دريايی اسکندريه
Pharos Lighthouse of Alexandria 1
 Historical Notes | Construction Notes
The Bryce Tower برج برايس

The Bryce Tower 1The Bryce Tower 2The Bryce Tower 3
Historical Notes | Construction Notes
+ نوشته شده توسط دانیال افشار در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت |

 طی دو هفته ی گذشته یک موسسه سوئیسی اقدام به انتخاب عجایب جدید هفت گانه جهان در سال 2007 با نظر سنجی کردند که در این نظر سنجی اینترنتی حدود یکصد میلیون نفر از سراسر جهان شرکت کردند و به انتخاب عجایب هفت گانه ی جهان پرداختند که مطابق معمول تخت جمشید و پاسارگاد و مانند آن جایی در این عجایب هفت گانه نداشتند و ما ماندیم و طراحان و سازنده های ایرانی تاج محل!

این پست اختصاصی درصد اختصاص به معرفی این عجایب جدید هفت گانه دارد!(جای دیگه پیدا نمی کنید!)

بالاخره ببینیم و بدونیم و بمیریم بهتر از اینه که ندیده و ندونسته بمیریم! (حالا عکس هاشونم خوبه!!) نه؟!

 

1.      دیوار چین

یک بنای عضیم چینی که ساخت آن حدود ۱۴۰۰ سال، یعنی از قرن دوم قبل از میلاد تا قرن هفدم (میلادی) ادامه پیدا کرد و به منظور مقابله با هجوم اقوام مهاجر عشایر، همچون مغول‌ها، ترک‌ها و هون‌ها ساخته شده بود. شروع ساخت این دژ بزرگ به اولین امپراطوِر چین، یعنی کین شین هوانگ در بین سالهای ۲۳۰ قبل از میلاد تا ۲۰۰ قبل از میلاد بر می‌گردد و پایان آن در زمان حکومت سلسله مینگ انجام پذیرفت.

این بنا با ۶۳۵۲ کیلومتر طول، به این ترتیب از لحاظ جرم و حجم بزرگترین ساختمان جهان می‌باشد.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ دیوار چین اینجا را کلیک کنید.

 

2.شهر تاریخی پترا

شهر تاریخی "پترا" در اردن محل زندگي قوم نبطيان يا انباط در 400 سال قبل از ميلاد مسيح در دل كوه بوده است .

در پترا پايتخت نبطيان ،  كه به عنوان "ام الهه" نيز نام برده‌اند و در دل كوه كنده شده، دو سيستم آبياري و آبرساني وجود داشته است.

گفته مي‌شود قوم ثمود كه نام آنها در قران آمده اجداد نبطيان بوده‌اند.

پترا در سال ۱۰۶تا ۳۲۴ميلادي به دست روميان افتاد و به يك شهر روم شرقي تبديل شد اما در عصر اسلامي اهميت زيادي به پترا داده نشد و پس از زلزله سال  ۷۴۹پترا بكلي فراموش شد و تا قرن ۱۷و ۱۸ميلادي كاملا مفقود بود تا اينكه در سال ۱۸۱۲ميلادي يك جهانگرد سوئيسي به نام جان لوودويك برگهارت كه در مصر زبان عربي را آموخته بود با تغيير نام خود به "حاج ابراهيم" و به بهانه زيارت قبر هارون برادر حضرت موسي(ع) كه در اين منطقه قرار دارد ، يكي از صحرانشيانان عرب را ترغيب كرد تا شهر گمشده پترا را به او نشان دهد و توانست اين شهر را دوباره كشف كند.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ شهر تاریخی پترا اینجا را کلیک کنید.

 

3.تندیس مسیح بر روی قله ای در برزیل:

تندیس مسیح بر روی کوههای ریودوژانیو بنا نهاده شده است! 125 فوت معادل 38 متر ارتفاع آن می باشد که در سال 1927 ساخت آن شروع شده و در سال 1931 ساخت آن به اتمام رسیده است.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ تندیس مسیح اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

 

4.بقایای شهر مانچو پیکچو:

بقایای شهر مانچو پیکچو در پرو یکی از جاذبه های گردشگری این کشور آمریکای لاتین می باشد. در 7710 فوت معادل 2350 متر از سطح دریا قرار دارد و در سال 1400 بنا نهاده شده است.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ شهر مانچو پیکچو  اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

 

5.هرم چیچن ایتزا:

هرم چیچن ایتزا در مکزیک قرار دارد و از سازه های تمدن مایا در سالهای 900 تا 1200 بوده است.این هرم بزرگترین هرم از مجموعه هرم های کوکولکن می باشد.و مقبره خدایان نیز بوده است!

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ هرم چیچن ایتزا اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

 

6.آمفی تئاتر کولوسیوم:

آمفی تئاتر کلستوم در حوالی مرکز شهر رم قرار گرفته است.که کاربری استادیوم برای مبارزه ی گلادیاتورها برای آن مناسب تر است!! در نبرد گلادیاتورها پنجاه هزار نفر می توانستند این نبردهای عظیم رو مشاهده کنند. البته برای دیگر مسابفات عمومی نیز از آمفی تئاتر کولوسیم استفاده می شده است!

 

.: برای مشاهده تصویر بزرگ آمفی تئاتر کولوسیوم اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

7.تاج محل:

تاج محل آرامگاه ارجمند بانو ملقب به ممتاز محل، همسر محبوب پنجمین

پادشاه گورکانی موسوم به شاه جهان است. ممتاز محل در 1040 ه.ق.

درگذشت و آرامگاه او میان سالهای 1049 تا 1065 هجری قمری برپا شد.

امپراتور جایگاهی را در کنار رود جمنا برگزید. وی قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی

در کران دیگر رود و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به

 نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می گذرد. قرار بود که

بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید بود، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد.

اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و امپراتور در کنار همسرش

آرام گیرد.

هنگامی که ممتاز محل درگذشت،  امپراتور داغدیده طراحان ، مهندسان و استادکاران را از هند ، ایران و آسیای مرکزی گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری مغولان اعظم گردید. در آرامگاه تاج محل جملگی سنت های معماری آسیای مرکزی، ایران و هند به طور هماهنگ و موزون تلفیق یافته و بیشترین تأکید بر تناسبات هندسی عمارت شده است. این اثر دارای پیشینه های چندی از آرامگاه همایون بوده است. وی که دومین امپراتور گورکانی هند بود به ایران تبعید شد. او در بازگشت به هند، گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به همراه برد. بنا بر این شگفت انگیز نیست که تاج محل از الگوهای ایرانی و میراث معماری هندو بهره گرفته باشد.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ تاج محل اینجا را کلیک کنید.

 

منبع:  درصد بلاگ

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت |
خواستم بنیوسم,

تا عشق .

خواستم غرق شوم درلختی تنش

در گرمای بدنش

خواستم محو شوم در روحش

در ژرفای وجودش

خواستم ببینمش

خواستم لمسش کنم

خواستم بشنومش با صدای عشق.

لیک فقط خواستم!!!

اما هیچ نتوانستم.

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت |
هیچ کس لیاقت اشکهایم را...

 

emruzam past tar az diruz ast;

az farda mitarsam;

oghdehayash besyar;

miravad tuye saram

vay saram;;;;

tane pajmordeye man nayo tavan;

jan nadarad.

baske hamegi khishe manand;

dardeshan,dardam shode,

ranjeshan margam shode,

vay saram,;;;;;mikhaham nist shavam,

zire baran khis shavam,

ta nabinad kasi ashke gham bar dideam,

mikhaham,

faryad konam,

shayadam az sare shekve shivan aghaz konam,

ta saranjam khis tanam ra besaparam bar khak

bad ham khamushi ta sahar;

khamushi

ta abad khamushi

ama baz khial ast in arezu

ku yaram ku?

deldaram ku?

ghamkharam ku?

vay saram;;;;;

in khiale bad;

fekre badnamiye nasle badi,!!!

fekre didare gol,

va buye havas dadane man,

va ghame sangine ghamhaye nazdikan bar dusham,

man golam ra mikhaham,

anan man ra,!

vay saram;;;;

piche avale jodaee shol shod

eshgh az had gozasht

ama dar enzeva

chare dar daste golam,

pich ra mipicham,

anghadar ta harz shavad

eshgham bedune marz shavad;;;;

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت |
+ نوشته شده توسط دانیال افشار در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت |

دیده ام می پاید

چشمم می زاید

دیده ام راه بی چراغ

چشم اشک فراغ

همه ره تیره تار

به تو رسیدن چه فراخ

انقدر خسته شدم

همه بینم به سراب

کاش که باشد همه خواب

بر به خیزم به سرور

روح از جسم خراب

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت |

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

Sometimes you love it
Sometimes you dont
Sometimes you need it then you dont and you let go

Sometimes we rush it
Sometimes we fall
It doesnt matter baby we can take it real slow

Coz the way that we touch is something that we cant deny
And the way that you move oh it makes me feel alive
Come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

You try to hide it
I know you do
When are you ready? Wanna need us come and get you

You moving closer
I feel you breathe
Its like the world just disappears when you are around me oh

Coz the way that we touch is something that we cant deny oh yeah
And the way that you move oh you make me feel alive
so come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I Say you want, I say you need
I can tell by your face you know the way it turns me on

I say you want, I say you need
I will do all your things and I would never do you wrong

Coz the way that we love is something that we cant fight oh no
I just cant get enough oh you make me feel alive
So come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I say you want, I say you need

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I say you want, I say you need

Ring my bell, ring my bells

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت |

۱ ماهی میشه روزگار بر علیه من هر چه در چنته داشته نثارم کرده است.

دلگیرم و خسته.

پای در بند است و

روحم شکسته.

رویای شبانمانم شده کابوس

از پی خویشم

که کیستم و چه خواهم از این ناقوس.

دریغا در ظلمتی مطلقم بی یارو نور فانوس

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت |

baz ham ghalbe man pajhmorde ast,

guee salhaye madidist morde ast.

tavane chera hardam midaham pas,

har ruz rokhe tanhaeeo bi hamdamo bi kas,

janam be lab amad

in gham sar nayamad,

akhar ya man miravam az in shahr be jaee ke gham nabashad,

ya ou chire shavad bar mano degar az man mani nabashad...

.

.

.

dige saram ziyadi dard gherefte,mokham eror mide.

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت |

kHABAM YA BIDAR?

MIBANAM ZAMIN RA AZ BOLANDAYE BESYAR!!

HAVA`SE MARGAM SHODE

AREZUYAM GOM SHODE,

RANJHA CHIRE SHODAND,

GHAMHAYAM BAD PILE SHODAND,

TAGHATAM TAB SHODE, HARCHE SAKHTAM,

KHARAB SHODE,

IN MALALE ZENDEGIST,

MESLE HAME TESHNEYE NAN,

HARJ,HARSU,NATAVAN,ZIR DASTE ANAN KE,

HARCHE DARAND AZ MAST,IN DIGAR BANDEGIST,

yek GHADAM MANDE BE MARG

POSHT KARDAM BE HADAF,

TA NATARSAM AZ BOLANDAYE IN ASMAN KHARASH

MESLE YAGHUT KHORDE TARASH

JAYE GHASHANGIST

CLASS DARAD INJA VEDA`

BA JANANE BIVAFA,

VAY SARAM

IN DIGAR CHE BUD?

CHEHREASH MANANDE OUST.

NA

!

NA!

IN HAMAN KHODE OUST,

DAR SHABE TANHAEEYAM,SARDO BI MAVAEEYAM,

RAFTO MAN RA RAHA KARD,

HATA BA MAN VEDA NAKARD,

MIAYAD BE SUYAM,

KHO GEREFTAM BA NEFRAT,

AZ OU MITARSAM,

MIAYAD BE SUYE MAN,

MAN MIRAVAM 1 GHADAM BE AGHAB!!!!

.

.

,

CHE ZIBAYAST PARVAZ,

IN SORUDAST YA KE AVAZ

KASH BEMANAM INJA,

AMA ?!!!!

TARIK SHOD

NAKHE NAZOKE ZENDEGIYAM BARIK SHOD,

yek GHADAM MANDE BE MARG

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت |

بگو چگونه تو را می شود صدا بزنم

و روی بال و پرم رنگی از حنا بزنم؟

گذشت فصل زمستان ، زغال قسمت من ...

به قلب خسته و تارم نگو جلا بزنم

ببین تمام وجودم پر از بهانه ی توست

سری بیایم و یک سر به آن سرا بزنم

من از گذشته ی دوری دلم شکسته شده

که حرف های خودم را نشد به جا بزنم-

که تیره روز لباسم برای هابیل است

چگونه چشم به چشم کبوترا بزنم ؟

همیشه وسوسه همراه چشم های من است

چقدر؟ تا به کجاهاش دست و پا بزنم؟

قبول غرق گناهم ولی بدان آقا

دوباره آمده ام تا تو را صدا بزنم

اومدم امام رضا تا با تو درددل کنم، دلمو با عشق تو هر دو تا متصل کنم،
اومدم امام رضا تا که تو درمونم کنی، به سرم دست بکشی یکباره درمونم کنی
 
وَ الرِّضا بِقَضاء الله، وَ التَّسلیم لِأمرالله، والتّفویض إلی الله.
حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرمود:ایمان چهار رکن دارد: توّکل بر خدا،
رضا
گوشه هایی از زندگی امام رضا (ع):
زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن نوسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.
كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي
لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي،فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كفي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت �رضا� است و در سبب اين لقب گفته اند:او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.�
زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده.
 
مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند
روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال مي شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين بيست سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي او ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.
 
منبع :وب سایت رضوی
تصاویر قدیمی از حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
+ نوشته شده توسط دانیال افشار در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت |

 

او ناله های گمشده ترکيب می کند، از رشته های پاره ی صدها صدای دور، در ابرهای مثل خطی تيره روی کوه، ديوار يک بنای خيالی می سازد. از آن زمان که زردی خورشيد روی موج کمرنگ مانده است و به ساحل گرفته اوج بانگ شغال، و مرد دهاتی کرده ست روشن آتش پنهان خانه را قرمز به چشم، شعله ی خردی خط می کشد به زير دو چشم درشت شب وندر نقاط دور، خلق اند در عبور ... او، آن نوای نادره، پنهان چنان که هست، از آن مکان که جای گزيده ست می پرد در بين چيزها که گره خورده می شود يا روشنی و تيرگی اين شب دراز می گذرد. يک شعله را به پيش می نگرد.

جايی که نه گياه در آنجاست، نه دمی ترکيده آفتاب سمج روی سنگهاش، نه اين زمين و زندگی اش چيز دلکش است حس می کند که آرزوی مرغها چو او تيره ست همچو دود. اگر چند اميدشان چون خرمنی ز آتش در چشم می نمايد و صبح سپيدشان. حس می کند که زندگی او چنان مرغان ديگر ار بسر آيد در خواب و خورد رنجی بود کز آن نتوانند نام برد.

آن مرغ نغزخوان، در آن مکان ز آتش تجليل يافته، اکنون، به يک جهنم تبديل يافته، بسته ست دمبدم نظر و می دهد تکان چشمان تيزبين. وز روی تپه، ناگاه، چون بجای پر و بال می زند بانگی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ، که معنيش نداند هر مرغ رهگذر. آنگه ز رنج های درونيش مست، خود را به روی هيبت آتش می افکند.

باد شديد می دمد و سوخته ست مرغ! خاکستر تنش را اندوخته ست مرغ! پس جوجه هاش از دل خاکسترش به در.

من در خواب نمناکم درون تابوتی از صمغ

اتش گرفته ام و سوخته ام شده جسد

رویای ابد بینم در چنگالهای ققنوس

از دور به معبد خورشید زل زدهام با اندوه و حسد

بددرود ای زمین سراسر ریا

من میروم به سوی اتش اما رها

.

+ نوشته شده توسط دانیال افشار در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM